خبرگزاری مردمی سیستان و بلوچستان


کد: 10949
۱۴۰۰/۰۵/۱۶ - ۱۱:۴۳
یادداشتی به قلم حامد معلم بندانی

همسایه مظلوم به ایران خوش‌آمدی! اما چه کنیم که نه آبی هست در جام‌هایمان نه نانی در سفره‌هایمان!

همسایه مظلوم به ایران خوش‌آمدی! اما چه کنیم که نه آبی هست در جام‌هایمان نه نانی در سفره‌هایمان!
همسایه از شما چه پنهان، آن کشورِ دوست و برادر که از جان عزیزتر می‌داشتیمش چنان کافران آب را بر روی ما و کودکان تشنه‌لب ما بست و مردمانش بر این کار ساعت‌ها رقص و پای‌کوبی و شادمانی کردند!

اس.بی پرس _ حامد معلم بندانی: همسایه مظلوم به ایران خوش‌آمدی! اما چه کنیم که نه آبی هست در جام‌هایمان نه نانی در سفره‌هایمان!

 

از شما چه پنهان‌کار و شغلمان کشاورزی و دامداری بود که با نامهربانی کشوری دوست و همسایه که ما او را پاره تن ایران و خویش می‌نامیدیم و دوستش می‌داشتیم خانه‌مان خراب گشته و نه صدایی در گلو مانده نه رمقی در جان و نه توانی در تن!

 

همسایه از شما چه پنهان، آن کشورِ دوست و برادر که از جان عزیزتر می‌داشتیمش چنان کافران آب را بر روی ما و کودکان تشنه‌لب ما بست و مردمانش بر این کار ساعت‌ها رقص و پای‌کوبی و شادمانی کردند!

 

همسایه حال که آمدی از جان برایت میگویم مردان ما جملگی یا صیادند و کشاورز یا شغلشان به رونق این دو حرفه بستگی دارد، کشاورز اگر بازارش پررونق باشد از خرید خوراک و پوشاک و ... امتناع نمی‌کند و این‌گونه ست که سایر مشاغل نیز رونقشان به رونق بازار کشاورزان و دامداران بستگی دارد!

 

پس اگر روزگاری لبان کشاورزان و دامداران ما را خندان دیدی بدان همه مردمان این سرزمین شادند و خوش اما نمی‌دانم که میدانی یا نه؟!

 

اما من برایت فاش میگویم از روزی که همسایه دیواربه‌دیوار ما که خدمت‌ها برایش کردیم ما را اجنبی خواند و بیگانه! شادی و لبخند با لبان و گونه‌های کشاورزان ما بیگانه شد و اجنبی!

 

همسایه حال که به میهمانی این خانه آمدی بدان که دستانمان خالی است و مردانمان هرروز و شب شرمنده زن و بچه‌هایشان می‌شوند چراکه صیدی در هامون شکار نکرده‌اند و گندمی بر زمین‌هایشان نکاشته‌اند! حتی دام‌هایمان در حال جان دادند!

 

همسایه می‌ترسم از روزگاری که تو هم اینجا ماندگار شوی و به تیر نامهربانی‌های آن همسایه! بی‌معرفت نمک‌نشناس ما گرفتار آیی و بی‌آب و بی‌نان، چشمت به آن‌طرف مرزها باشد و هم غم وطن بیازارت هم درد بی‌آبی و غصه بی‌نانی!

 

راستی دوست دارم در پایان خطاب به شاعر تلخ‌سخن زشت‌کردار و کریح الخنده ای که تیر غم بر دل‌های مردمان و همشهری‌هایم روانه ساخت و جمعیتی هم با قهقهه تشویقش کردند بگویم هااان! کریح الصورت حال کجاستی؟!
 

 

انتهای پیام/

منبع : sbpress.ir

نظرات شما