خبرگزاری مردمی سیستان و بلوچستان


کد: 13939
۱۴۰۰/۱۰/۱۸ - ۰۸:۴۸

پرایدی که شبیه سانتافه شد (ویدئو)

پرایدی که شبیه سانتافه شد (ویدئو)
گفت و گو با «عمید علی میر» جوان خوش‌ذوق زابلی را می‌خوانید که با خلاقیت و دردسر فراوان آپشن‌های جالبی روی پرایدش گذاشته است.

به گزارش اس.بی پرس، شاید برای شما هم مانند ما تصور پراید با سیستم رمز برای روشن ‌شدن، کیلومتر دیجیتال یا آب‌سردکن و دیگر آپشن‌ها، قبل از دیدن ویدئوهای «عمیدعلی میر» در شبکه‌های اجتماعی محال بود اما کافی است هشتگ پراید سورنا را در فضای ‌مجازی دنبال کنید تا با ویدئو کلیپ‌های عمیدعلی آشنا شوید و این امرمحال را به عینه ببینید. این پراید که در فضای ‌مجازی هم غوغایی به پا کرده، به دست جوانی از دیار سیستان‌ و ‌بلوچستان به جدیدترین آپشن‌های روز یا ابتکاری خودش مجهز شده است. این جوان مبتکر که به دنبال علاقه خود رفته، در این ویدئوها سعی می‌کند با لهجه شیرین دیارش به توضیح آپشن‌های نصب‌شده روی خودروی شخصی‌اش که آن‌ را سورنا می‌نامد اما مردم به آن لقب سانتافه داده‌اند، بپردازد.

آپشن‌های گذاشته شده روی این پراید را در ویدئو زیر می‌توانید ببینید. این ویدئو سال گذشته در شبکه‌های مجازی پربازدید شد.

 

 

در کودکی ماشین‌ کنترلی ساختم

علاقه «عمیدعلی» ۳۴ ساله به ساخت چنین وسایلی از همان دوران کودکی شکل گرفته است. او در توضیح این اتفاق می‌گوید: «در دوران کودکی یک ماشین کنترلی ساختم. آن زمان در زابل تجهیزات کافی نبود و من به اجبار برای تهیه تجهیزات مدنظرم به مشهد سفر می‌کردم و بعد از آن‌هم به دلیل آشنایی که در آن شهر داشتم، همان‌جا مشغول کار در قسمت برق ساختمان شدم. سال‌های آخر کارم در مشهد، بحث هوشمند سازی در ساختمان مطرح بود. من به این بخش علاقه‌مند شدم، به‌خصوص وقتی‌که مثلاً با یک دکمه از داخل تبلت می‌توانید نور داخل اتاق را کنترل کنید. این شد تا برخلاف دیپلم حسابداری که در دبیرستان گرفتم، از طریق فیلم، کتاب و به‌ صورت خودآموز شروع به یادگیری کردم. این را هم بگویم که یک دوره‌ای در مشهد برای کسب درآمد، در چهارراه‌ها تراکت پخش می‌کردم اما هیچ‌وقت هدفم را فراموش نکردم».

 

بعد از دزدیده ‌شدن پرایدم برای استارتش رمز گذاشتم

با شروع آشنایی با بحث هوشمند سازی، عمیدعلی سعی می‌کند این علاقه را به خودرو پیوند بزند. او در این باره می‌گوید: «هم‌زمانی آشنایی و علاقه من به هوشمند سازی با خرید خودروی پراید، باعث شد به فکر ارتقای امنیت و امکانات آن بیفتم. البته باید این را هم بگویم که در همین مشهد خودروی من را دزدیده بودند که یک هفته بعد پیدا شد. پس تصمیم گرفتم برای استارت خودروام رمز بگذارم تا اگر درهایش هم باز شد، لااقل نتوانند خودرو را روشن کنند. بعد از این به سرم زد تا سیستم قفل کارتی هتل‌ها را به خودرو اضافه کنم. اگر دقت کرده باشید این مدل کارت فقط در را باز می‌کند و آن را قفل نمی‌کند اما با دستگاه من نه‌تنها می‌توانید قفل کنید بلکه با نگاه داشتن آن می‌توانید در صندوق‌عقب را هم باز کنید».

 

ایده‌های ذهن من بیشتر خدادادی‌ هستند

«نمونه‌ ایده‌های من در بازار نبود تا به قول معروف بتوانم کپی کنم بنابراین مجبور شدم دست‌تنها هم برنامه‌نویسی، هم طراحی و هم ساختش را انجام دهم». عمیدعلی با گفتن این نکته به سراغ مهم‌ترین اختراعش می‌رود و می‌گوید: «ایده‌هایی که در ذهنم شکل می‌گیرد، بیشتر خدادادی است و من فقط برای این‌که اتفاق بیفتد تلاش ‌می‌کنم. مثلاً برای من همیشه سؤال بوده است که چرا کیلومتر خودرو از ساعتی/ عقربه‌ای تبدیل به عدد نمی‌شود. بعد با کلی تحقیق برنامه‌اش را گیر آوردم و در مدت حدود سه ماه تغییرات لازم را پیاده کردم. خیلی سخت بود و من در این مسیر با کلی شکست و همخوانی نداشتن کیلومتر با خودرو و ... روبه‌رو بودم. بعد از این کار سعی کردم سیستم پیامکی خودرو را راه‌اندازی کنم. این سیستم برخلاف مدل خارجی‌اش که با دکمه‌هایی مثل on/off کار می‌کند، فارسی ‌است. مثلاً شما در خانه می‌توانید از طریق پیام دادن بدون باز شدن در خودرو، خودرو را روشن کنید».

 

سخنگوی خودروی من با لهجه حرف می‌زند

اما خلاقیت عمیدعلی‌ به همین‌جا محدود نمی‌شود. او در خصوص سخنگوی خودرویی که ساخته است، می‌گوید: «بعد از آشنایی با سیستم سخنگوی سمند، تصمیم گرفتم این سیستم را اضافه کنم اما بعدش با خودم گفتم خب چرا فقط فارسی صحبت کند؟ چرا انگلیسی و عربی و حتی لهجه شیرازی یا زابلی نتواند صحبت کند؟ پس برای تنوع و جذابیت بیشتر این زبان‌ها و لهجه‌ها حتی قابلیت اعلام روشن و خاموش شدن خودرو را هم اضافه کردم. قابلیت دیگری که حتی در ماشین‌های خارجی هم تا حالا نبوده این است که اگر کمربند خودرو یا مانتو و چادر لای در خودرو باشد، تشخیص می‌دهد که لای کدام در گیر کرده است».

 

برای خرید قطعه‌های یک پروژه قید خرید مرغ را زدم!

عمیدعلی درباره هزینه پروژه‌های خود و سختی‌ تأمین هزینه‌های آن می‌گوید: «همان‌طور که در بقیه مصاحبه‌ها گفتم، از روز اول همه‌ هزینه‌ها برعهده خودم بوده است. حتی برای پروژه کیلومتر دیجیتال و از آنجا که به علت اینکه تکی یا نمونه بود، چیزی حدود ۳ میلیون تومان هزینه برد و من برای تأمین این هزینه مجبور شدم لپ‌تاپی را که تازه خریده بودم و هنوز قسط‌هایش تمام نشده بود، بفروشم. من برای این‌ کار حتی از نان شب هم برای خرید تجهیزات و ادامه پروژه مد نظرم زدم، مثلاً یک بار بین خرید مرغ و خرید یک قطعه که حدود ۴۰ هزار تومان بیشتر قیمت نداشت، مانده بودم. در آنجا قطعه را خریدم هرچند با این کار مجبور شدم یک هفته مرغ نخورم. جالب است که آن قطعه هم کار نکرد».

 

نه‌تنها حمایت نشدم بلکه مسخره هم شدم

اختراعات عمید علی تنها به خودرو و سیستم‌های آن مربوط نمی‌شود. او درباره اختراع جالب خود و ثبت آن می‌گوید: «شاید خنده‌دار باشد اما به دلیل مصرف زیاد چای به این فکر افتادم تا یک سماور هوشمند با توانایی آب کردن خودکار، تشخیص لحظه به جوش آمدن یا خاموش و روشن کردن اتوماتیک بسازم تا همیشه چای آماده باشد. البته من هیچ ادعایی ندارم. قطعا بهتر از من در همین ایران هستند که شاید نتوانستند مثل من از شام شب برای هدف خودشان بزنند یا حتی معروف نشده‌اند. در خارج از ایران اگر شما طرحی حتی روی کاغذ داشته باشید به شما بها می‌دهند اما در اینجا که طرح ساخته می‌شود، نه‌تنها حمایت نمی‌کنند، بلکه مسخره هم می‌کنند. مثلاً من برای ثبت اختراع همین سماور کلی دردسر کشیدم. از شایعات مبنی بر دزدیدن طرح که بگذریم، اداره ثبت اختراع با کلی سؤال‌های تخصصی، ثبت اختراع را سخت کرده بود. در این میان شرکت‌های خصوصی هم برای ثبت هر اختراع ۱۵ میلیون می‌گیرند. خب من با ثبت ۱۰ اختراع باید چیزی حدود ۱۵۰ میلیون برای یک تکه کاغذ می‌پرداختم».

خودروساز بزرگ برای من کاری نکرد

عمیدعلی که حسابی از یک شرکت خودرو ساز داخلی گله‌مند است، از پیشنهاد این خودروسازی می‌گوید: «یک بار با من تماس گرفتند، جالب است بدانید که اول ادعا کردند که این آپشن ‌هایی که اضافه کردم در خود کامپیوتر خودرو هست که من با دلیل ثابت کردم که ربطی ندارد. بعد هم که از مدرک دیپلم من باخبر شدند با بی‌احترامی گفتند به شما چه ربطی دارد که در این حوزه کار می‌کنید. وقتی در جواب از علاقه‌ام به این کار گفتم من را به تهران دعوت کردند. من هم در جواب گفتم شما از پشت تلفن این ‌طور برخورد می‌کنید، اگر بیایم تهران چه می‌کنید. در ضمن آن زمان هم شروع اولین محدودیت‌های کرونایی و بسته شدن جاده‌ها در ایران بود، این مدیر خودرو سازی حتی پیشنهاد صدور مجوز تردد یا دسترسی به‌وسیله نقلیه یا حتی هواپیما را به من نداد. این رفتار درست برخلاف شرکت‌های خصوصی بود که با روی باز مشتاق دیدار من بودند و از پیشنهاد همکاری و سرمایه‌گذاری حرف می‌زدند. حال آنکه آن شرکت معروف بعد از آن هم دیگر تماس نگرفت».

 

 انتهای پیام/

منبع : sbpress.ir

نظرات شما