خبرگزاری مردمی سیستان و بلوچستان


کد: 4422
۱۳۹۹/۰۵/۰۲ - ۲۳:۲۴
در گفتگو با اس.بی پرس مطرح شد

هنرمندانی که صدای سیستان وبلوچستان خواهند شد/ اکیپ141 نیازمند حمایت های ویژه است

هنرمندانی که صدای سیستان وبلوچستان خواهند شد/ اکیپ141 نیازمند حمایت های ویژه است
یکی از هنرجویان میگفت وقتی برای عکاسی به روستاها میرفتیم مردمی را دیدم و باآنها زندگی کردم که گاهی از کوچک ترین امکانات رفاهی مثل آب و برق و جاده محرومند، و این آبادانی گذرای ناشی از سیلاب افغانستان چقدر باعث خوشحالی شان میشد و درتلاشم برای روزی که سیستان را برای همیشه آباد ببینیم.

به گزارش اس.بی پرس، مراسم آیین تجلیل و تقدیر از اصحاب قرآن، پژوهش، فرهنگ، هنر و شهروندان نمونه که روز پنجشنبه در شهر زابل برگزار شد بهانه ایی شد تا با یکی از تیم هایی که در این مراسم مورد تقدیر قرار گرفت به گفتگو بپردازیم.

 

محمد دهدست یک جوان دهه هفتادی است که پس از سالها تلاش در حرفه عکاسی حالا چندسالی است که تدریس و آموزش این حرفه به علاقه مندان را در برنامه خویش قرار داده است و در این گفتگو، ایشان از گروه عکاسی که تحت آموزش بوده اند و حالا به نام اکیپ141 نام گرفته است سخن میگوید.

 

 

دوره ایی که سه فصل طول کشید و هنوز ادامه دارد

دهدست میگفت: کلاس هایی که گذشت یک دوره آموزش عکاسی مقدماتی بود که از بهمن97 شروع و تا اردیبهشت98 ادامه یافت، آنگاه فرصت بهار را غنیمت شمردیم و عکاسی میدانی را باهنرجویان آغاز کردیم و اواخر تیرماه همان سال نمایشگاهی از عکس های هنرجویان برپاکردیم.

 

وی درخصوص اتفاقات خوب بهار توضیح داد: ما هر ساله سیلاب های افغانستان را داریم که بهار وارد سیستان میشود و بخشی از دریاچه هامون را پر آب میکند و از آنجایی که زندگی بسیاری از مردم بومی و مرز نشین وابسته به آب هست و این ورود آب میتونه بزرگترین نعمت برایشان باشد، کشاورز و صیاد و دامدار همه و همه زندگی شان رونق پیدا میکند و جدای از آن مردم سیستان هم ازین آبادی و سرسبزی بهره میبرند و برای تماشای آبادی سیستان بیرون می آیند، خیلی از افرادی که آبادی و سرسبزی دهه های هفتاد به ما قبل را دیده اند گوشه ای خاطراتشان زنده میشود.

 

 

این عکاس جوان افزود: با توجه به اینکه بهار سیستان برای مردمش از اهمیت زیادی برخوردار است گروه عکاسی ۱۴۱ تصمیم بر این گرفت که فرصت را مغتنم بشمارد و ازین فضای بکر سیستان عکاسی کند، عکاسی که به مسائلی از قبیل دامداری، کشاورزی و صیادی به شکل بومی و محلی و شادی مردم در زمان آبادانی پرداخت و نتیجه این عکاسی ها نمایشگاهی از آثار ۱۸ عکاس و با نام «الف ب » شد  که با استقبال بی نظیر مردم روبرو شد.

 

دهدست درخصوص نحوه جابجایی عکاسان میگفت: همه ی هنرجویان را با ماشین شخصی یعنی همان پراید141 جابجا میکردم و گاهی بعضی افراد حتی در جعبه می نشستند و سعی براین بود که در مسیرها و روستاهایی که برای عکاسی حضور پیدا میکنیم، تفریحات هنرجویان نیز مورد نظر قرار بگیرد و این دوره پر از لحظات شاد و به یادماندنی بود.

 

 

وی بااشاره به ادامه دار بودن آموزش ها خاطرنشان کرد: ان شاءالله در ادامه دو دوره دیگر داریم، کلاس عکاسی تکمیلی ( حدود سه ماه) و در ادامه وارد پاتوق میشویم، در پاتوق ( دوره یکساله) قرار بر تولید مجموعه عکس های حرفه ای از برخی مشکلات سیستان را داریم و هدف شخصی ام این بوده که هنرمند ارزشی تربیت شود تا شاید بخشی از مطالبات مردم سیستان ازاین طریق بیان شود.

 

 

در جعبه ماشین نشسته بودم که ناگهان در ریگزار گیر کردیم!

خدری یکی از هنرجویان این دوره میگوید: ابتدا که عکاسی را شروع کردم وقتی به روستاها میرفتم فقط مختصری از رنج هایشان را حس میکردم و بیشتر تمرکزم برای ثبت تصاویر بود، اما حالا که مدتی گذشته است و تجربه بیشتری کسب کرده ام قصد دارم اگر به روستایی برای عکاسی مراجعه کردم از مردم اش بیشتر بگویم و بیشتر بنویسم.
 

 

او میگفت: حالا که وارد تابستان شده اییم بدلیل شرایط آب و هوایی استان و هم موضوع شیوع کرونا، دیگر نمیتوانیم مثل بهار عکاسی را ادامه دهیم وگرنه حتما همان تالاب هامونی که بهار پرآبی اش را گرفتیم اکنون باید تبخیرش را میگرفتیم؛ یاهمان روستایی که در بهار تصاویری از خوشحالی مردمش گرفتیم اکنون باید از رنج شان در بادهای 120روزه میگفتیم...

 

 

یکی دیگر از اعضای اکیپ141  باهمان شور و نشاط ناشی از نوجوانی اش میان گفتگو پرید و گفت: ما حتی دربهار هم که برای عکاسی میرفتیم با مشکلات زیادی روبرو بودیم، حالا که دیگر تابستان است و مشکلاتش ثابت است.

 

این نوجوان بانشاط افزود: ما همیشه در آب و خاک گیر میکردیم! وضع جاده ها خیلی خراب بود و مایی که در جعبه می نشستیم دیگر موقع رسیدن به مقصد شاید مجروح نیز میشدیم!

 

او میگوید: یک روز که برای عکاسی به تپه کنیز میرفتین، درحالی که همه مان در ماشین و حتی جعبه اش چپیده بودیم ناگهان ماشین در ریگزار گیر کرد، این گیر کردن همان و آغاز تلاش چندساعته ی ما برای رهایی لاستیک ها از چنگال ریگ ها نیز همان...

 

 

کاش روزی آبادی سیستانم دائمی شود

خانم اکبریان نیز که از هنرجویان این دوره است می گفت: میتوانم به جرأت بگویم که عکاسی باعث شد بسیاری از واقعیت های زندگی های دورواطرافم را بهتر درک کنم، با اینکه متولد زابل و بزرگ شده ی زابلم اما تا قبل از عکاسی بسیاری از این مناظر رو ندیده بودم.

 

وی ادامه میدهد: سبک های زندگی های متفاوتی را دیدم و تجربه کردم و با مشکلاتی که  مردم بومی و مرزنشینمان در زندگیاشان دارند آشنا شدم و این خودش تاثیر مستقیم گذاشت بر زندگی شخصی ام و حالا میتوانم بگویم بیشتر قدردان نعمات خدا هستم، چون مردمی را دیدم و با آنها زندگی کردم که گاهی از کوچک ترین امکانات رفاهی مثل آب و برق و جاده محرومند، و این آبادانی گذرا چقدر باعث خوشحالی شان میشد،

 

 

خانم اکبریان درپایان گفت: امیدوارم که در ادامه بتوانم صدایی باشم از محرومیت مردم نازنینم سیستان، حتی به اندازه خیلی کم و به امید روزی که سیستان را برای همیشه آباد ببینیم.

 

 

گزارش از زهره پودینه ئی

 

انتهای پیام/

منبع : sbpress.ir

نظرات شما

capcha

داغ های مجازی