خبرگزاری مردمی سیستان و بلوچستان

کد: 5797
۱۳۹۹/۰۷/۱۱ - ۱۵:۱۳
نمودی دیگر از استمرار سیاست تقدم توسعه بر عدالت در استان سیستان و بلوچستان

تقدم فولاد و فرودگاه بر آب و آموزش/ با این 1000 میلیارد می‌شود به 3 میلیون سیستانی و بلوچستانی آب آشامیدنی رساند

تقدم فولاد و فرودگاه بر آب و آموزش/ با این 1000 میلیارد می‌شود به 3 میلیون سیستانی و بلوچستانی آب آشامیدنی رساند
با هزینه ساخت فرودگاه دوم چابهار، نه‌تنها این تشنه‌ترین شهر ساحلی ایران که ۳ میلیون نفر را می‌توان به آب آشامیدنی رساند.

به گزارش خبرنگار اس.بی پرس، مجتبی جهان تیغ از فعالان اجتماعی، در یادداشت پیش رو که در تبیین علل محرومیت سیستان و بلوچستان و دلایل عدم تحقق عدالت اجتماعی در این استان به ساخت فرودگاه دوم چابهار نقدهای اساسی وارد نموده، معتقد است طرح‌های کلان و به‌اصطلاح توسعه محور استان بنام اکثریت اما به کام اقلیت است.


متن این یادداشت که به‌صورت اختصاصی در اختیار خبرنگار ما قرارگرفته، به شرح زیر است:


هزار میلیارد می‌خواهند خرج کنند تا در بیست کیلومتری فرودگاه اول چابهار فرودگاه دوم را بسازند آن‌هم در شرایطی که با همین هزار میلیارد می‌شود به سه میلیون نفر از مردم سیستان و بلوچستان آب آشامیدنی رساند یا هفت‌صد مدرسه جای کپر برای بچه‌های این منطقه ساخت و به‌طورکلی سیستان و بلوچستان را از محرومیت خارج کرد و در مسیر پیشرفت و عدالت قرارداد.

 

مشکل بسط عدالت در کشور و برابری در فرصت‌ها و امکانات و منابع که سیستان و بلوچستان از نابرابری شدیدی در هر سه شاخص فوق رنج می‌برد، کمبود بودجه نیست، بلکه نحوه هزینه کرد و توزیع منابع است. اعتقاد نداشتن به اولویت عدالت اجتماعی و نداشتن دانش توسعه است. برفرض درست و لازم و بودن احداث فرودگاه دوم چابهار با هر توجیهی بازهم سخت بتوان آن را بر آب‌رسانی در تشنه‌ترین منطقه ایران که هفت‌صد هزار نفر با مشقت از تانکر و هوتگ آب تهیه می‌کنند یا بر مدرسه و بیمارستان در ضعیف‌ترین منطقه ایران ازنظر زیرساخت آموزشی و بهداشتی اولویت داد. این مسئله و الگو توسعه در سیستان و بلوچستان نه پشتوانه نظری دارد نه سابقه تاریخی در سایر نقاط جهان و عمده مناطق ناموفق در توسعه و فقرزدایی مبتلابه همین تقدم توسعه سازه‌ای و سرمایه‌بر صنعتی بر توسعه انسانی بوده‌اند.

 

در همه نظریات توسعه ایجاد حداقل‌ها و زیرساخت زندگی و تحصیل و کار چون آب، جاده، مدرسه و بیمارستان بدیهیات توسعه است که هنوز در مناطق محروم اولویت نیست و سیستان و بلوچستان بزرگ‌ترین قربانی این کج‌فهمی است که در سکوت رسانه‌ها و نخبگان دانشگاهی با ادعای فهم دانش توسعه، بارها و بارها در استان نمود پیدا می‌کند.

 

بجای توسعه گسترده و متوازن در زیرساخت‌ها دچار توسعه متمرکز و نامتوازن هستیم. پس از پروژه‌های سیمان، فولاد مکران، پتروشیمی و لوله‌کشی و آبیاری دشت سیستان و انتقال آب عمان با هزینه‌های سرسام‌آور چند صد میلیون تا میلیارد دلاری اکنون پروژه چهارصد میلیون یورویی احداث فرودگاه دوم! چابهار کلید خورده است؛ در چابهاری که رکورددار حاشیه‌نشینی در کشور، رکورددار کمترین تخت بیمارستانی، رکورددار کمترین دسترسی آب‌لوله‌کشی و کمترین سرانه آموزشی در کشور است! همه شاخص‌های که تحت عنوان نیازهای اساسی و اولیات عدالت اجتماعی است.


پس از همه این ابر پروژه‌ها پرهزینه این سؤال مطرح است که چرا برای آموزش و سلامت و ترابری بودجه کافی نیست و برای این پروژه‌ها است؟! 

 

مشکل مناطق محروم اولویت بخشیدن به حمایت و رفاه اقلیتی سرمایه‌دار و توسعه نخبه سالار غیر مشارکتی، به‌جای اولویت بسط توزیع عادلانه امکانات و ایجاد فرصت‌های اجتماعی، تحصیلی، اقتصادی و شغلی برابر به‌صورت گسترده برای مردم و تحقق زیرساخت‌ها اولیه و‌ بدیهی توسعه و بقا! مردم‌ چون آب است. توجه داشته باشیم که چابهار تشنه‌ترین شهر استان باوجود ساحلی بودن است و هشتاد درصد مردم هنوز به آب‌لوله‌کشی دسترسی ندارند.

 

تجربه تاریخی توسعه در جهان، گواه این مطلب که مادامی‌که سرمایه‌گذاری انسانی کافی در سلامت و آموزش و زیرساخت‌های اقتصادی تحقق پیدا نکند سایر سرمایه‌گذاری‌ها چون صنایع سنگین و مناطق آزاد تجاری و... منجر به رفع فقر و نابرابری و افزایش کیفیت زندگی مردم نمی‌شود.


در نظریات توسعه نیز این عدم توازن سرمایه‌گذاری منسوخ‌شده است و اکنون اولویت در توسعه اجتماعی است تا صرفاً سازه‌ای یا صنعتی آن‌هم نوع صنایع سرمایه‌بر. دوران نظریات اصالت رشد اقتصادی در قالب نسخه نظریه نوسازی «روستو» با جایگزینی با نظریات رشد عدالت محور و فقرزدا و اصالت کیفیت زندگی و برابری و اصالت توسعه انسانی بجای رشد اقتصادی در دهه نود میلادی تمام‌شده است. لذا عقب‌ماندگی در عدالت ریشه در عقب‌ماندگی در دانش توسعه دارد.

 

 

از منظری دیگر آیا ابتلا مردم سیستان و بلوچستان در فقر و محرومیت و محاق عدالت اجتماعی در این خطه و سایر مناطق محروم و فشار له کننده به مردم کشور ناشی از نداشتن سرمایه داخلی کافی است (طی دو دهه اخیر بیش از هزار میلیارد دلار درآمد ارزی داشتیم)؟ ناشی از نداشتن سرمایه‌گذاری خارجی است؟ آیا از نداشتن فیلسوف عدالت و سیاست و علوم انسانی اسلامی و اقتصادان برنده نوبل است؟ آیا اجرا نشدن بدیهیات دانش توسعه و اولیات عدالت اجتماعی نیازمند نظریه عدالت جامع و زمین زدن جان رالز است؟ نیازمند لشکر اقتصادان دکتری از کمبریج و هاروارد است؟


واضحا خیر؛ نیازمند نفس سالم و عقل سلیم است. تحقق عدالت اجتماعی و پی‌ریزی اقتصادی عادلانه نیازمند ترجیح منافع ملی بر فردی است. تراکمی از وجدان آزاد و عقل سلیم و دانش که منتج به شکل‌گیری  اراده سیاسی برای اجرای بدیهیات عقلی بکند، مانند اولویت آب و آموزش بر فولاد و فرودگاه.


سارمان حکمران و اراده سیاسی که از پیروی از مشهورات و دیکته‌های ترجمه‌ای و منسوخ نهادهای استعماری فرانو صندوق بین‌المللی پول و بانک جهانی عبور کرده باشند. مسئله‌ای که دولت‌های متوالی و بدنه کارشناسی مدیریتی دولت از زمان دولت سازندگی تاکنون مبتلا هستند. اراده سیاسی و مدیریتی شفاف و پاسخگو که در هنگام برنامه‌ریزی در دام تعارض منافع، رانت، نفوذ و لابی نیافتند و سود سرمایه‌داران، شرکت‌های خصوصی و پیمانکاران را بر مصلحت و نیاز مردم ترجیح ندهد.


نیازمند سطحی از توسعه سیاسی است که اولی بر هر مسئله‌ای ولو درست، ابتدا نیاز مردم به‌ویژه نیازهای اساسی را درک و اولویت‌بندی و پاسخ بدهد (مانند آب و آموزش در استان)،
نیازمند سازمان حکمرانی مردم‌سالار و عادلانه است که متعهد به تحقق قانون اساسی به‌عنوان میثاق مردم و انقلاب باشد تا ایده‌ها و نظریات توسعه سرمایه سالار و استمرار بخشیدن بر دوگانه‌های کاذب تقدم توسعه بر عدالت که پیشرفت و توسعه و آبادانی سرزمین‌ها به فرموده مولا علی علیه‌السلام بر تحقق عدالت است.


 

منبع : sbpress.ir

نظرات شما

capcha