خبرگزاری مردمی سیستان و بلوچستان


کد: 7263
۱۳۹۹/۰۹/۲۲ - ۲۱:۲۲
پاسخی به واکنش‌های یادداشت قبلی

توهم از بین رفتن نام برای کسب نان/ تقریبا هیچ تحلیل جدی راجع به آثار منفی طرح تقسیم استان وجود ندارد

توهم از بین رفتن نام برای کسب نان/ تقریبا هیچ تحلیل جدی راجع به آثار منفی طرح تقسیم استان وجود ندارد
گفته می شود که ماجرای انفجار و انبار باروت اغراق آمیز است و آنچنان که طرفداران طرح وعده می دهند نخواهد شد. بسیار خوب دوستانِ منتقد؛ با فرض اینکه استدلال شما درست باشد و اقتصاد منطقه در پی این طرح زیر و رو نشود، ما به برداشتن همین چند گام کوتاه نیز برای حرکت در مسیر توسعه و اندکی بهبود شرایط اقتصادی و اشتغال رضایت می دهیم. ما مردمان قانع مدت هاست که از طلا گشتن ناامید گشته ایم؛ لطفا همین مقدار محبت فرموده و کمک کنید شاید حداقل مِس شویم.

به گزارش اس.بی پرس، این روزها که بازار تحلیل‌های طرح تقسیم استان داغ است و افراد موافق و مخالف این طرح تحلیل‌های مختلفی منتشر می‌کنند، یادداشتی از غلامعلی خمر با عنوان «تقسیم استان، جرقه‌ای بر بشکه باروت توسعه منطقه» در این پایگاه خبری منتشر شد که با واکنش‌های متعددی روبرو گردید.

 

وی در پاسخ به این واکنش‌ها، یادداشت جدیدی به اس.بی پرس ارسال نمود که متن یادداشت به شرح زیر است:
 

پیرو یادداشت قبلی در خصوص طرح تفکیک استان که با مشارکت بسیاری از دوستان و کارشناسان محترم همراه گردید، برخی از همراهان نسبت به امکان تحقق آثار مثبت طرح تفکیک استان ابراز تردید کردند. در این ارتباط لازم است برای تفکیک بهتر موضوع به اختصار به دو نکته اشاره گردد.

 

۱. برای یک لحظه نکته نخست مطرح در یادداشت را فقط با نگاه اقتصادی و بدون در نظر گرفتن تعلقات سیاسی، نژادی و مذهبی بخوانید. با چند سوال شروع می کنم. آیا موافق نیستید که در استانی که مطابق آمار کشوری با پایین ترین شاخص های توسعه یافتگی مواجه است، باید از هر طرحی که بتواند کوچک ترین مرهم بر زخم های عمیق منطقه بگذارد حمایت بشود؟ فکر نمی کنم پاسخ هیچ یک از خوانندگان به این سوال منفی باشد. حال مایلم این سوال فنی و تخصصی را از منتقدان محترم مطرح بپرسم که آیا در صورت تخصیص ردیف بودجه مستقل به استان های جدید التاسیس و چابک شدن ساختار اداری برای رسیدگی به مشکلات مردم، شانس توسعه یافتگی افزایش نمی یابد؟‌ آیا به لحاظ تاریخی بوروکراسی اداری استان البرز و قم بعد از جدایی از استان تهران در حل معضلات شهری کرج و قم موثرتر از قبل عمل نکرده است؟ آیا افق و دورنمای توسعه یافتگی برای همین مردم خراسان جنوبی بعد از تقسیمات کشوری جدید، امیدوارکننده تر از مردم بلوچ جنوب سیستان و بلوچستان نشده است؟ اگر پاسخ تان به این سوالات، مثبت است پس چرا نباید مردم استان ما از طرحی حمایت بکنند که تقریبا با هر تحلیل اقتصادی چند گام به جلو محسوب می شود؟ اگر همه قبول داریم که وضعیت فعلی معیشت و توسعه شهری در هیچ یک از نقاط استان قابل توجیه و قابل تحمل نیست، پس اصرار بر حفظ وضع موجود چه معنایی دارد؟ دقیقا از چه می ترسیم؟ از اینکه رتبه ارزشمند خود را در ته جدول توسعه یافتگی کشور از دست بدهیم؟ از این که رنگی بالاتر از سیاهی را تجربه کنیم؟

 

۲. در کوتاه ترین کلام و با حفظ احترام به موافقان و مخالفان طرح باید گفت دعوای تقسیم استان در حال حاضر به دعوای "نان" و "نام" و یا به عبارت دیگر به دعوای "اقتصاد" و "فرهنگ" تبدیل شده است. البته این بدان معنی نیست که طرفداران نان و اقتصاد دغدغه مسائل فرهنگی و هویتی را ندارند و یا بالعکس؛ بلکه هدف از این تقسیم بندی نظری نشان دادن بدنه اصلی استدلال های طرفین است. در این ارتباط به نظر می رسد که حامیان طرح عمدتا دغدغه نان و معیشت مردم را دارند. حداقل از نگاه بنده به عنوان یکی از حامیان تقسیم استان، هر طرحی که بتواند حتی اندکی بودجه بیشتر، اندکی توجه بیشتر و اندکی توسعه بیشتر برای استان سیستان و بلوچستان به ارمغان بیاورد ارزشمند است و باید از آن استقبال بشود.

 

اما در نقطه مقابل باید پذیرفت که در بین مخالفان این طرح نیز تعدادی زیادی از افراد دلسوز و علاقه مند به توسعه استان هستند که نمی توان به دغدغه های آنها بی اعتنا بود.

 

کلیت استدلال های مخالفان حول دو محور است: اول کم اثر بودن طرح تفکیک استان در ایجاد آثار مثبت اقتصادی و دوم زیان بار بودن آن از حیث ایجاد معضلات فرهنگی و امنیتی. پاسخ مدعای دوم را لازم نیست بنده و یا دیگر مدعیان بدهیم. کافی است همه سکوت کرده تا پاسخ را مستقیما از تاریخ بشنویم. تاریخ به ما می گوید که پیوند عمیق سیستان با بلوچستان و نیز پیوند این دو با "ایران" ریشه در یک فرهنگ مشترک دیرپا دارد و مرزبندی های سیاسی داخلی اثر نگران کننده ای بر جدایی مردم از یکدیگر به جا نگذاشته و نخواهد گذاشت. اصولا اقتدار حاکمیتی جمهوری اسلامی ایران بخصوص در منطقه جنوب شرق مبتنی بر همراهی و همدلی مردم استان است و از طرف دیگر قاطعیت و صلابت نظام در برخورد با معدود اقلیت فتنه انگیز در هر گوشه از کشور که قصد شرارت داشته باشند بر هیچ کس پوشیده نیست. بنابراین بهتر است مخالفان طرح به جای آدرس غلط دادن به مسئولان کشوری، منصفانه بررسی بکنند و ببینند که ریشه اصلی نارضایتی مردم استان از وضعیت کنونی، مسائل اقتصادی و معیشتی است و یا مسائل فرهنگی و عقیدتی. کافی است کاغذ و قلم به دست بگیرید و همین امروز به سراغ مردم بلوچستان و مردم سیستان بروید تا ببینید آیا غم نان مردم را به زانو در آورده است و یا دغدغه تفاوت های قومی و مذهبی؟ آیا واقعیت غیر از این است که حتی اگر کل مقامات اداری سیستان از برادران بلوچ انتخاب بشوند و کل مقامات اداری بلوچستان از بردران سیستانی انتخاب بشوند، پایبندی مردم به سنت ها و فرهنگ شان زیاد و کم نخواهد شد؟ اصولا چرا باید در همه جا همه چیز را با لنز مذهب و قومیت دید؟ از من سوال شده است که آیا حاضر هستم به تقسیم سیستان به دو قسمت رضایت بدهم؟ پاسخم روشن است. بر اساس همان معیاری که پیش از این مطرح کردم از هر طرحی که به توسعه منطقه ام کمک بکند استقبال خواهم کرد. مگر با تبدیل شدن هیرمند و هامون به شهرستان، آنها از منطقه سیستان و هویت سیستانی جدا شدند؟ آیا اگر روزگاری این دو شهر مجددا به استان ارتقا وضعیت پیدا بکند چیزی از سیستان و هویت سیستانی کم می شود و یا بالعکس سیستان قدرتمندتر شده و تکثیر می گردد؟ برخی از افراد گاه به گونه ای بحث می کنند که گویی موافقان طرح قرار است سیستان و بلوچستان را به قلمرو کشوری دیگر و یا استانی دیگر اضافه بکنند. 

 

خیر عزیزان ما همین جا در همین خاک و تحت همین حکومت باقی خواهیم ماند و حتی نام استان مان نیز چندان تغییر نخواهد کرد. دوستان به خاطر داشته باشیم که تعصب افراطی و توهم توطئه یکی از اصلی ترین موانع همکاری ما با یکدیگر بوده است و همچنان نیز گریبانگیر حتی نخبگان تصمیم گیرنده مان است.

 

حال در محور اقتصادی سوال بعدی را به این شکل باید از مخالفان محترم پرسید که آیا صرف نظر از دغدغه های قومی و مذهبی و فرهنگی، طرح تقسیم استان آثار منفی بر اقتصاد منطقه دارد؟ نظرات مخالفان طرح نشان می دهد که در بعد اقتصادی تقریبا هیچ تحلیل جدی راجع به آثار منفی طرح وجود ندارد و استدلال ها بیشتر ناظر به کم اهمیت بودن آثار اقتصادی طرح است. به عبارت دیگر گفته می شود که ماجرای انفجار و انبار باروت اغراق آمیز است و آنچنان که طرفداران طرح وعده می دهند نخواهد شد.

 

بسیار خوب دوستانِ منتقد؛ با فرض اینکه استدلال شما درست باشد و اقتصاد منطقه در پی این طرح زیر و رو نشود، ما به برداشتن همین چند گام کوتاه نیز برای حرکت در مسیر توسعه و اندکی بهبود شرایط اقتصادی و اشتغال رضایت می دهیم. ما مردمان قانع مدت هاست که از طلا گشتن ناامید گشته ایم؛ لطفا همین مقدار محبت فرموده و کمک کنید شاید حداقل مِس شویم.

ومن ا... التوفیق
غلامعلی خمر 
 دانشگاه زابل

 

انتهای پیام/

منبع : sbpress.ir

نظرات شما